اهورا و بردیا
چند شب پیش دوست بابایی با خانومش و پسر کوچولوشون (بردیا) اومدن خونه مون بردیا همش میچسبید بهت و می اومد بغلت می نشست تو زیاد با بچه های کوچیکتر از خودت میونه خوبی نداری امابردیا از بس سماجت به خرج داد که تو کوتاه اومدی و باهاش بازی کردی رفتی دراز کشیدی باز بردیا اومده کنارت و از رو تو رد میشد کلی اون شب به شما و کاراتون خندیدیم ...
نویسنده :
مامان
11:36










